حكايت وبلاگ هم شده چيزي شبيه به لباس پوشيدن.
ببين منو چه وبلاگ توپي دارم چقدر امكانات داره!
شايد طراحان وبلاگ ها اولين درس طراحي وب رو فراموش كردن. ساده و كارامد.
ملت چهشون شده؟ فکر میکنن وبلاگنویسی و وبلاگخونی شغله یا چیزی شبیه اون که هی دنبال تسهیل کار هستن؟
من صفحهی لینکهام رو باز میکنم، روی وبلاگهای به روز شده و گاهی هم به روز نشده نگاهای میاندازم و هوس هر کس رو که بکنم میرسم سراغاش. همینطور در مورد سایتهای خبری که عموما" انگلیسی زبانهاشون رو میخونم.
موافقم و مخالف! بیشتر موافق چون روحیه ی صمیمی اش را دارد از دست می دهد. مخالف چون بالاخره تکنولوژیست دیگر.
کیوان
[ Tue 06 May 2008 ~ 07:30 PM ]
سلام
من به شدت موافق این نظر شما هستم.
من با اینکه مهندس هستم و از نظر معلومات کامپیوتری در سطح نسبتا خوبی هستم ولی بازهم از خیلی موارد سر در نمیارم وای به حال اونایی که فقط به دنبال خبر یا احیانا مقاله ای یا اطلاعاتی هستند...لطفا این اسب تکنولوژی را کمی آهسته تر بتازانید..یا به قولی..داداش پیاده شو با هم بریم..!!
هیچ مخالفی نیست ؟یعنی همه موافقند؟ پس چرا این طوریه بلاگ ها باز؟ دستی در کاره دوباره D : ؟ /من دوست دارم تکنولوژی را اما فکر می کنم یک دام ه ، اگر نزدیک شدی بهش، اگر افتادی توش دیگر بخوای هم در نمیایی، اصولاً هم کم اتفاق می افته که آدم بیافته توی دام های از این دست و کماکان خودآگاه بمونه. مثل دام زندگی سرمایه داری، دام مصرف گرایی، حتی دام آزادی اطلاعات. هر چه آسان تر، هر چه دردسترس تر و هر چه یوزر فرندلی تر کم خطر تر. تکنولوژی را اگر مجبور باشی بخری و گران بخری، اطلاعات را اگر مجبور باشی بروی توی کتاب خانه ها بگردی و پیدا کنی،خطرناک می شوند باید کنترل اش کرد اما حالا خوب فهمیده اند که باید راه را باز گذاشت و مجانی و ارزان کرد همه را تا ملت بی خیال شوند، یادگرفته اند که نباید تشنه کرد آدم ها را. فکر کنم دوره و زمانه کار کار آمریکایی هاست از حالا دیگر رسماً شروع شده و همینطوری اگر پیش برویم حالا ، حالاها ادامه پیدا می کند./ می دانم همه ی اینها مفاهیم دوری اند ، اما توی ذهن من یکی همه شان با هم منطبقند ، دست خودم نیست.
با تو همدلی میکنم، اما گمانام نگرانیات بیش از حد لازم است. بعید میدانم درصد وبلاگهایی را که به قول تو نمیتوان از ارایهدهندهی خدمات اینترنتی بازشناخت بیش از چند درصد کل وبلاگستان باشد. خودت یک نگاهای به فهرست وبلاگهای سمت راستات بیانداز و ببین که بیشتریها همان حال و هوای سابق را دارند.
شدیدا با نظر شما موافقم من هنوزم عاشق اون طراحیای سادهء ایم که بلاگ اسپاتی ها طرحشو از وبلاگ هودر برمیداشتن با چندتا لینک ساده همین بود و بس یا طرحای سادهء پرشین بلاگ که نویسنده هاش از گذاشتن عکس هم عاجز بودن ولی ساده و روون مینوشتن یادش به خیر جذابیت اون موقع وبلاگستان یه چیز دیگه بود
اتفاقا من هم تازه تو وبلاگستان صاحب خونه شدم! مدتی شدیداً درگیر این بودم که یه قالب آبرومند و تا حدی مدرن با تعدادی از همین مخلفاتی که اشاره کردید دست و پا کنم و به هیچ وجه دستم به نوشتن نمی رفت! تا اینکه به این نتیجه رسیدم که اصلاً چنین کاری بی مورده ! پس این پست شما هم تاییدی شد بر این نتیجه گیریه ما!
منم که خیر سرم کامپیوتر خوندم بعلل مختلف که البته مهمترین آنها گشادیت می باشد کلی طول می کشه که تکنولوژی زده شم. بگذریم که اصولاً همیشه طول می کشه تا همرنگ جماعت شم. گاهی هم اصلاً نمیشم! درونم رسماً لجبازی می کنه! اما نمی تونم کتمان کنم که از مطالب به اشتراک گذاشته شده (!) توسط ملت استفاده می کنم! معمولاً بعد از یه مدتی سلیقه طرف دستت میاد و خلاصه با یه گزینش روی عنوان مطلب یا آدرس مرجع یا حتی هینتی که ارجاع دهنده روی لینک گذاشته تصمیم می گیرم لینک رو باز کنم! مثلاً همین لینک دونی خودت که البته تازگیا تو هم تنبل شدی توی آپدیت کردنش یه کم!! :دی منم البته یه هزار سالی می خوام یه لینک دونی بذارم که به دلایل بالا هنوز میسر نشده. اما در کل این همه قلم فرسایی کردم که بگم این ایندکسینگی که ملت می کنن جالبه و کار آسون کنه واسه تنبلی مثل من. اما خوب آره قبول دارم که دیزاین صفحه ها رو پیچیده می کنه و کمی میره روی اعصاب آدم! موضوعی که بهش اشاره کردی در مورد از بین رفتن مزه مطلب وقتی آدم هی پشت سر هم مطلب می خونه هم خیلی بامزه بود! :)) نمی دونم موافقم یا مخالف! فکر کنم بستگی به توالی کیفیت لینک ها داره....... وای چقد حرف زدم! :دی
منم اصلا با این feed reader ها حال نمی کنم ! مزه اش به همینه که به وبلاگهایی که دوست داری سر بزنی ، نظرات رو بخونی ، خود قالب وبلاگ باعث میشه که خواننده بهتر بتونه با نوشته ها و آدمی که پشنشونه ارتباط برقرار کنه و یه جور تنوع و تغییر در حال و هوای خواننده ایجاد میکنه ... ولی چه فایده ای داره که یه صفحه خشک و بیروح رو باز کنی و هی بخونی و هی بخونی ...
چند روز پیش با حسن آی تی لاین داشتیم سر همین موضوع بحث می کردیم که جمعات ایرانی که خودمونم شاملشیم جنبه ندارد. همینو بس. الان یکی اینو بخونه میگه تو نمیفهمی، بلاگر های خارجکی هم همین طوری هستن. یکی نیست بگه چیه ملت و مردم ما با خارجکی ها(که تو نت تا حد زیادی به معنای امریکا هستش) یکی هست که تو می خوای در این زمینه با اونا یکی بشی.
خیلی خوب میشد هر کی سرش گرم کار خودش میشد
مرسی بابت این پست.
نه کاملا ولی تا حدود زیادی باهات موافقم. بعضیها دیگه شورش رو درآوردن.
نمیشه جلوی پیشرفت فناوری رو گرفت و نباید ازش جا موند. استفاده از سرویسهای یکپارچه به نظرم بهترین راه حله که هم از دنیا عقب نمونیم و هم اینقدر صفحه مون شلوغ نشه که یکی که اومد فکر کنه رفته شهر فرنگ!
شاید دغدغه ی همین امکانات و ور رفتن با اونا باعث بشه که خیلی به خود متن فکر نکنیم . بیتر وقتا حاشیه به متن می چربه . اینم یکی از هموناست .
لیلا
[ Wed 07 May 2008 ~ 03:23 PM ]
خب من که شکر خدا نه سر پیازم نه ته پیاز ! بلاگر نیستم و قاعدتا نظرم چندان صائب نیست ( خداییش ادم این جور وقتا تا عمق جیگرش احساس حقارت می کنه !! :دی ) اما بعنوان وبگردی که می چرخه تا جنس خوب به تورش بخوره ! از یک نظر شاید چندان هم بد نباشه اونایی که مثل من در این زمینه سوات شون (!) در حد اکابره ممکنه وسوسه بشن یه چیزایی یاد بگیرن و با این مفاهیم قلنبه سلنبه و کاربردشون اشنا بشن اما از طرف دیگه همه چیز در سطح جریان داره شاید مثل داستان خود اینترنت ! اقیانوسی در سطح و نه رودخانه ای عمیق .
شاید در کنار هزار حسن یک جامعه ی جوان ، از یک عیب اش نشود گذشت وآنهم هیجان زدگی است و بحرا ن هویت است.
ظاهرا طاووس ها وقت جفت گیری پر های رنگی شان را به رخ می کشند. حالا شده حکایت بعضی وبلاگ ها که دائم در فصل گل و بهار ایام می گذراند.
فوکوس و دغدغه پدید آورنده هر وبلاگ روی ( در کل و یا به ازای هر پست) روی یک موضوع است. کلمه (شعر-قصه)، تصویر ، موسیقی و... ولی فکر می کنم بعضی ها پختن آش شله قلمکار را بعنوان غذای مخصوص سر آشپز بعهده دارند.
این که سادگی زیبایی است و کارایی user freiendly از دل سادگی بیرون می آید.
من هم معتقدم اتفاقا آن دسته از وبلاگ نویسانی که دانش کامپیوتری شان از کاردانی بالاتر است و در سطح عالی از تخصص برخودارند و یا به هر دلیل حرفه ای نیاز به تریبون برای طرح هنر یا دیدگاه هایشان دارند توجه بیننده را از حواشی ، متوجه ی متن می کنند.
در كل با نظرت موافقم. البته بيشتر با استفاده نابه جا از چيزهايي كه تمامي هم ندارند ولي باور كنيد كه ديدن وبلاگ هايي كه همگي يك شكل هستند هم زياد جالب نيست.اتفاقا همين موضوع سادگي (در طراحي) و كيفيت اش و چگونگي اش خيلي وقت است جزو درگيري هاي ذهني ام شده. علاقه دارم كه در اين مورد بيشتر با هم صحبت كنيم.
کاملا موافقم
حكايت وبلاگ هم شده چيزي شبيه به لباس پوشيدن.
ببين منو چه وبلاگ توپي دارم چقدر امكانات داره!
شايد طراحان وبلاگ ها اولين درس طراحي وب رو فراموش كردن. ساده و كارامد.
سلام عليكم
موافقم!
آخیش بلاخره یکی پیدا شد اینها رو بگه!! :)
ملت چهشون شده؟ فکر میکنن وبلاگنویسی و وبلاگخونی شغله یا چیزی شبیه اون که هی دنبال تسهیل کار هستن؟
من صفحهی لینکهام رو باز میکنم، روی وبلاگهای به روز شده و گاهی هم به روز نشده نگاهای میاندازم و هوس هر کس رو که بکنم میرسم سراغاش. همینطور در مورد سایتهای خبری که عموما" انگلیسی زبانهاشون رو میخونم.
بابا نپکیدین از این همه تکنولوجی؟ (با لهجهی صمد)
منم وبلاگهای ساده رو بیشتر دوست دارم ..
موافقم و مخالف! بیشتر موافق چون روحیه ی صمیمی اش را دارد از دست می دهد. مخالف چون بالاخره تکنولوژیست دیگر.
سلام
من به شدت موافق این نظر شما هستم.
من با اینکه مهندس هستم و از نظر معلومات کامپیوتری در سطح نسبتا خوبی هستم ولی بازهم از خیلی موارد سر در نمیارم وای به حال اونایی که فقط به دنبال خبر یا احیانا مقاله ای یا اطلاعاتی هستند...لطفا این اسب تکنولوژی را کمی آهسته تر بتازانید..یا به قولی..داداش پیاده شو با هم بریم..!!
هیچ مخالفی نیست ؟یعنی همه موافقند؟ پس چرا این طوریه بلاگ ها باز؟ دستی در کاره دوباره D : ؟ /من دوست دارم تکنولوژی را اما فکر می کنم یک دام ه ، اگر نزدیک شدی بهش، اگر افتادی توش دیگر بخوای هم در نمیایی، اصولاً هم کم اتفاق می افته که آدم بیافته توی دام های از این دست و کماکان خودآگاه بمونه. مثل دام زندگی سرمایه داری، دام مصرف گرایی، حتی دام آزادی اطلاعات. هر چه آسان تر، هر چه دردسترس تر و هر چه یوزر فرندلی تر کم خطر تر. تکنولوژی را اگر مجبور باشی بخری و گران بخری، اطلاعات را اگر مجبور باشی بروی توی کتاب خانه ها بگردی و پیدا کنی،خطرناک می شوند باید کنترل اش کرد اما حالا خوب فهمیده اند که باید راه را باز گذاشت و مجانی و ارزان کرد همه را تا ملت بی خیال شوند، یادگرفته اند که نباید تشنه کرد آدم ها را. فکر کنم دوره و زمانه کار کار آمریکایی هاست از حالا دیگر رسماً شروع شده و همینطوری اگر پیش برویم حالا ، حالاها ادامه پیدا می کند./ می دانم همه ی اینها مفاهیم دوری اند ، اما توی ذهن من یکی همه شان با هم منطبقند ، دست خودم نیست.
با تو همدلی میکنم، اما گمانام نگرانیات بیش از حد لازم است. بعید میدانم درصد وبلاگهایی را که به قول تو نمیتوان از ارایهدهندهی خدمات اینترنتی بازشناخت بیش از چند درصد کل وبلاگستان باشد. خودت یک نگاهای به فهرست وبلاگهای سمت راستات بیانداز و ببین که بیشتریها همان حال و هوای سابق را دارند.
جانا سخن از زبان ما می گویی! نه با فید خوانی کنار آمدم نه با وبلاگ های شلوغ پلوغ!
بله. به نظرم من هم همین احساس رو دارم.
خدا خیرت بده. مدتهاست این موضوع فکرمو مشغول کرده بود.
شدیدا با نظر شما موافقم من هنوزم عاشق اون طراحیای سادهء ایم که بلاگ اسپاتی ها طرحشو از وبلاگ هودر برمیداشتن با چندتا لینک ساده همین بود و بس یا طرحای سادهء پرشین بلاگ که نویسنده هاش از گذاشتن عکس هم عاجز بودن ولی ساده و روون مینوشتن یادش به خیر جذابیت اون موقع وبلاگستان یه چیز دیگه بود
اتفاقا من هم تازه تو وبلاگستان صاحب خونه شدم! مدتی شدیداً درگیر این بودم که یه قالب آبرومند و تا حدی مدرن با تعدادی از همین مخلفاتی که اشاره کردید دست و پا کنم و به هیچ وجه دستم به نوشتن نمی رفت! تا اینکه به این نتیجه رسیدم که اصلاً چنین کاری بی مورده ! پس این پست شما هم تاییدی شد بر این نتیجه گیریه ما!
منم که خیر سرم کامپیوتر خوندم بعلل مختلف که البته مهمترین آنها گشادیت می باشد کلی طول می کشه که تکنولوژی زده شم. بگذریم که اصولاً همیشه طول می کشه تا همرنگ جماعت شم. گاهی هم اصلاً نمیشم! درونم رسماً لجبازی می کنه! اما نمی تونم کتمان کنم که از مطالب به اشتراک گذاشته شده (!) توسط ملت استفاده می کنم! معمولاً بعد از یه مدتی سلیقه طرف دستت میاد و خلاصه با یه گزینش روی عنوان مطلب یا آدرس مرجع یا حتی هینتی که ارجاع دهنده روی لینک گذاشته تصمیم می گیرم لینک رو باز کنم! مثلاً همین لینک دونی خودت که البته تازگیا تو هم تنبل شدی توی آپدیت کردنش یه کم!! :دی منم البته یه هزار سالی می خوام یه لینک دونی بذارم که به دلایل بالا هنوز میسر نشده. اما در کل این همه قلم فرسایی کردم که بگم این ایندکسینگی که ملت می کنن جالبه و کار آسون کنه واسه تنبلی مثل من. اما خوب آره قبول دارم که دیزاین صفحه ها رو پیچیده می کنه و کمی میره روی اعصاب آدم! موضوعی که بهش اشاره کردی در مورد از بین رفتن مزه مطلب وقتی آدم هی پشت سر هم مطلب می خونه هم خیلی بامزه بود! :)) نمی دونم موافقم یا مخالف! فکر کنم بستگی به توالی کیفیت لینک ها داره....... وای چقد حرف زدم! :دی
منم اصلا با این feed reader ها حال نمی کنم ! مزه اش به همینه که به وبلاگهایی که دوست داری سر بزنی ، نظرات رو بخونی ، خود قالب وبلاگ باعث میشه که خواننده بهتر بتونه با نوشته ها و آدمی که پشنشونه ارتباط برقرار کنه و یه جور تنوع و تغییر در حال و هوای خواننده ایجاد میکنه ... ولی چه فایده ای داره که یه صفحه خشک و بیروح رو باز کنی و هی بخونی و هی بخونی ...
چند روز پیش با حسن آی تی لاین داشتیم سر همین موضوع بحث می کردیم که جمعات ایرانی که خودمونم شاملشیم جنبه ندارد. همینو بس. الان یکی اینو بخونه میگه تو نمیفهمی، بلاگر های خارجکی هم همین طوری هستن. یکی نیست بگه چیه ملت و مردم ما با خارجکی ها(که تو نت تا حد زیادی به معنای امریکا هستش) یکی هست که تو می خوای در این زمینه با اونا یکی بشی.
خیلی خوب میشد هر کی سرش گرم کار خودش میشد
مرسی بابت این پست.
نه کاملا ولی تا حدود زیادی باهات موافقم. بعضیها دیگه شورش رو درآوردن.
نمیشه جلوی پیشرفت فناوری رو گرفت و نباید ازش جا موند. استفاده از سرویسهای یکپارچه به نظرم بهترین راه حله که هم از دنیا عقب نمونیم و هم اینقدر صفحه مون شلوغ نشه که یکی که اومد فکر کنه رفته شهر فرنگ!
واقعن حق داری...من یکی احساس شهروند درجه دو بودن دست میده بهم به بعضی از بر و بچ که سر میزنم
شاید دغدغه ی همین امکانات و ور رفتن با اونا باعث بشه که خیلی به خود متن فکر نکنیم . بیتر وقتا حاشیه به متن می چربه . اینم یکی از هموناست .
خب من که شکر خدا نه سر پیازم نه ته پیاز ! بلاگر نیستم و قاعدتا نظرم چندان صائب نیست ( خداییش ادم این جور وقتا تا عمق جیگرش احساس حقارت می کنه !! :دی ) اما بعنوان وبگردی که می چرخه تا جنس خوب به تورش بخوره ! از یک نظر شاید چندان هم بد نباشه اونایی که مثل من در این زمینه سوات شون (!) در حد اکابره ممکنه وسوسه بشن یه چیزایی یاد بگیرن و با این مفاهیم قلنبه سلنبه و کاربردشون اشنا بشن اما از طرف دیگه همه چیز در سطح جریان داره شاید مثل داستان خود اینترنت ! اقیانوسی در سطح و نه رودخانه ای عمیق .
شاید در کنار هزار حسن یک جامعه ی جوان ، از یک عیب اش نشود گذشت وآنهم هیجان زدگی است و بحرا ن هویت است.
ظاهرا طاووس ها وقت جفت گیری پر های رنگی شان را به رخ می کشند. حالا شده حکایت بعضی وبلاگ ها که دائم در فصل گل و بهار ایام می گذراند.
فوکوس و دغدغه پدید آورنده هر وبلاگ روی ( در کل و یا به ازای هر پست) روی یک موضوع است. کلمه (شعر-قصه)، تصویر ، موسیقی و... ولی فکر می کنم بعضی ها پختن آش شله قلمکار را بعنوان غذای مخصوص سر آشپز بعهده دارند.
این که سادگی زیبایی است و کارایی user freiendly از دل سادگی بیرون می آید.
من هم معتقدم اتفاقا آن دسته از وبلاگ نویسانی که دانش کامپیوتری شان از کاردانی بالاتر است و در سطح عالی از تخصص برخودارند و یا به هر دلیل حرفه ای نیاز به تریبون برای طرح هنر یا دیدگاه هایشان دارند توجه بیننده را از حواشی ، متوجه ی متن می کنند.
حرف حق که جواب نداره . ما هم گفتیم کیه که گوش بده .
در كل با نظرت موافقم. البته بيشتر با استفاده نابه جا از چيزهايي كه تمامي هم ندارند ولي باور كنيد كه ديدن وبلاگ هايي كه همگي يك شكل هستند هم زياد جالب نيست.اتفاقا همين موضوع سادگي (در طراحي) و كيفيت اش و چگونگي اش خيلي وقت است جزو درگيري هاي ذهني ام شده. علاقه دارم كه در اين مورد بيشتر با هم صحبت كنيم.
سلام[لبخند]
وب بسیار خوبی دارید.
مایلم با شما تبادل لینک کنم. اگه شما هم مایل بودید منو با عنوان (( وبلاگی جالب برای شما)) لینک کنید بعد به من خبر بدید.
همیشه سبز باشید
[چشمک]
----------------------------------------------
كيوان: سلام [دود از كله]
لطفن به لينك - اگر من رئيس وبلاگستان بودم - در بالاي صفحه مراجعه كنيد!